زورخانه

وبلاگ منوچهر عطاالهی

قسمت چهارم- پازدن
ساعت ۳:٥٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٦ آبان ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: قسمت چهارم- پازدن

پازدن(حرکات موزون)

انجام حرکات موزون یا به بیان جدی تر همان حرکات پا، شامل پرشهای کوچک وسریع بهمراه چرخشهای کوتاه توسط حرکات دست و بازو می باشد. این عملیات به نوعی به منظور گرم کردن و قوی نمودن پاها و همین طورسایر اعضای بدن انجام می شود. این حرکت درحین کامل بودن، از ورزشکاری تا ورزشکاردیگر، تنوع زیادی بهمراه خواهد داشت.
چهارنوع  از پا زدن ها:
الف: پای چپ و راست یا پای اول.
ب: پای چکشی یا جنگلی .
ج: پای تبریزی اول و دوم.
د: پای چپ و راست یا پای آخر


 
حکایات و اسوره ها
ساعت ٩:٤٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٥ آبان ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: حکایات و اسوره ها

«او پوریای ولی نبود. او هیچ کس نبود، او خودش بود، بگذار دیگران را به نام او و با حضور او بسنجیم. او مبنا و معنای آزادگی است ... و هرگز به طبقه​ی خود پشت نکرد.»  (جلال آل​احمد)

" تودر افسانه​ها جاوید خواهی بود.

زمان - این جاری بی​رحم - هرگز قله​ی بلندت

را نیارد شست.

از این پس راویان قصه​های پهلوانی - این

بهین تاریخ​های زنده​ی هر قوم - نقالان،

تو را در قصه​های خود برای نسل​های بعد

می​گویند.

تواندر سینه​های گرم خواهی زیست،

تو با انبوه پاک مردمان خوب قلب شهر

خواهی ماند.

(م. آزرم)

۱۷ دی ماه مصادف است با سی و پنجمین سالگرد درگذشت زنده یاد جهان پهلوان غلامرضا تختی؛ گروه ورزش خبرگزاری دانشجویان ایران با گرامیداشت یاد و خاطره​ی جاودان این اسوه​ی آزادگی و شرافت، فرازهایی از زندگی پرافتخار او را مرور می​کند.

امروز در نخستین بخش از این گزارش، نگاهی داریم به بخش​هایی از زندگی و موفقیت​های ورزشی شادروان تختی.

غلامرضا تختی در روز پنجم شهریور ماه ۱۳۰۹ در خانواده​ای متوسط و مذهبی در محله​ی خانی آباد تهران به دنیا آمد. " رجب خان" - پدر تختی - غیر از وی دو پسر و دو دختر دیگر نیز داشت که همه​ی آنها از غلامرضا بزرگتر بودند. " حاج قلی"، پدر بزرگ غلامرضا، فروشنده​ی خوار و بار و بنشن بود. از قول رجب خان، تعریف می​کنند که حاج قلی در دکانش بر روی تخت بلندی می​نشست و به همین سبب در میان اهالی خانی آباد به حاج قلی تختی شهرت یافته بود. همین نام بعدها به خانواده​های رجب خان منتقل شد و به " نام خانوادگی" تبدیل شد.

رجب خان با پولی که از ماترک پدرش به دست آورده بود، در محل سابق انبار راه​آهن زمینی خریده و یک یخچال طبیعی احداث کرده بود واز همین راه مخارج زندگی خانواده​ی پرجمعیت خود را تامین می​کرد.

نخستین واقعه​ای که در کودکی غلامرضا روی داد و ضربه​ای بزرگ و فراموش نشدنی بر روح او وارد کرد، آن بود که مرحوم پدرش برای تامین معاش خانواده​ی ناچارشد خانه​ی مسکونی خود را گرو بگذارد

تختی سال​ها بعد در آخرین مصاحبه​ی خود با یادآوری این ماجرای تلخ می​گوید:" یک روز طلبکاران به خانه​ی ما آمدند و اثاثیه​ی خانه و ساکنینش را به کوچه ریختند، ما مجبور شدیم که دو شب را توی کوچه بخوابیم. شب سوم اثاثیه را بردیم به خانه​ی همسایه​ها و دو اتاق اجاره کردیم. چندی بعد روزگار عرصه را بیشتر بر پدرم تنگ کرد تا این که مجبور شد یخچال طبیعی​اش را نیز بفروشد. این حوادث تاثیر فراوانی در روحیه​ی پدرم گذاشت و باعث اختلال روحی او در سال​های آخر عمر شد."

در چنان شرایطی، غلامرضا تنها ۹ سال به تحصیل پرداخت. وی خود می​گوید:" مدت ۹ سال در دبستان و دبیرستان منوچهری که در همان خانی آباد قرار داشت، درس خواندم، ولی تنها خاطره​ای که از دوران تحصیل به یاد دارم، این است که هیچ وقت شاگرد اول نشدم، اما زندگی در میان مردم و برای مردم درس​هایی به من آموخت که فکر می​کنم هرگز نمی توانستم در معتبرترین دانشگاه​ها کسب کنم.

زندگی همچنین به من آموخت که مردم را دوست بدارم و تا آن جا که در حد توانایی من است، به آنان کمک کنم، حال این کمک از چه طریقی و از چه راهی باشد، مهم نیست. هر کس به قدر تواناییش ...."

 غلامرضا، ورزش را از نوجوانی آغاز کرد. ورزش ابتدا برای او نوعی تفنن و سرگرمی بود. در همان اوان، خیال قهرمان شدن، مدتی او را به وسوسه انداخت اما از همان نوجوانی که تازه به فکر باشگاه رفتن افتاده بود، اعتقاد داشت که ورزش برای تندرستی و سلامت جان و تن هر دو لازم است.

شادروان تختی در مصاحبه​ای با اشاره به فقر و مشقت زمان نوجوانی​اش می​گوید:" با آن که علاقه​ی فراوانی به ورزش داشتم، مجبور بودم که در جستجوی کاری برآیم. زندگی، نان و آب، لازم داشت. برای مدتی به خوزستان رفتم و در ازای روزی هفت یا هشت تومان، کار کردم. دنیا در حال جنگ (جنگ جهانی دوم)بود، زندگی به سختی می​گذشت."

آشنای حقیقی تختی با ورزش و کشتی در باشگاه " پولاد" آغاز شد. وی که پیش از این گودها و زورخانه​های فراوانی دیده بود و شیفته​ی تواضع و افتادگی پهلوانانی کشتی و ورزشی باستانی شده بود، برای نخستین بار در سال ۱۳۲۹ به باشگاه پولاد (واقع در خیابان شاهپور سابق) رفت و به دلیل علاقه و استعداد وافری که نسبت به کشتی نشان داد مورد توجه مرحوم "حسین رضی زاده"مدیر آن باشگاه قرار گرفت.

تختی، خود می گوید:"رضی خان آدم خوبی بود، اگر کسی را نشان می​کرد و می​دید که استعداد کشتی دارد، دست از سرش بر نمی​داشت. در گرمای تابستان لخت می​شدیم و هر روز از ساعت دو بعد از ظهر تا چندین ساعت کشتی می​گرفتیم، از دوش آب گرم و حمام خبری نبود. کشتی گیران برای وزن کم کردن، به خزینه می​رفتند تشک​های کشتی را با پنبه پر می​کردند، اما خاک و خاشاک آن، بیش از پنبه بود."

تختی که پس از بازگشت از خوزستان (مسجد سلیمان) روانه​ی خدمت سربازی شده بود، در سربازخانه با استفاده از فرصت​ها و توجهات فراهم شده، به​ویژه تشویق و حمایت دبیر وقت فدراسیون کشتی که در دژبان ارتش فعالیت داشت، تمرینات کشتی خود را بار دیگر آغاز کرد. تختی خود در این باره می​گوید:" وقتی در سال ۱۳۲۸ در مسابقه​ی بزرگ ورزشی (کاپ فرانسه) شرکت کردم، درهمان اولین دوره ضربه فنی شدم. اما تمرین​های جدی و سختی که در پیش گرفتم، مرا یاری کرد تا حقیقت مبارزه را درک کنم؛ اگر چه شور پیروزی در سر داشتم، اما کار و کوشش را سرآغاز پیروزی می​دانستم."

به این ترتیب تختی با تمرین و پشتکار مثال زدنی رفته رفته خود را از میان بازنده​ها بیرون کشید و سرانجام در سال ۱۳۳۰ در وزن ششم (۷۹ کیلوگرم) به عضویت تیم ملی درآمد.

وی در نخستین دوره​ی مسابقه​های کشتی آزاد قهرمانی جهان (هلسینکی، ۱۹۵۱) با وجود آن که هنوز ۲۱ سال داشت، نایب قهرمان جهان شد.

درخشش خیره​ کننده​ی تختی در رقابت​های کشتی هلسینکی که در نخستین حضور او در مسابقه​های قهرمانی جهان و در فاصله​ی کمتر از دو سال از ورودش به میادین ورزشی داخلی اتفاق افتاد، بیش از هر چیز نمایانگر ایمان و تلاش و اراده​ی کم نظیر تختی و همچنین استعداد و مهارت فوق​العاده​ی او در زمینه​ی کشتی بود.

گفتنی است در اولین دوره مسابقات قهرمانی کشتی آزاد جهان که از لحاظ تاریخی میدان معتبر و تعیین کننده​ای برای کشتی ایران و جهان بود، تیم ملی کشتی آزاد ایران با ترکیب کامل و در هر هشت وزن آن زمان حضور پیدا کرد و با کسب دو نشان نقره (محمود ملاقاسمی و غلامرضا تختی) و دو نشان برنز (عبدالله مجتبوی و مهدی یعقوبی) در نتیجه​یی درخشان و غیر قابل تصور پس از تیم​های ملی ترکیه و سوئد عنوان سوم جهان را به دست آورد.

مسابقات سال ۱۹۵۱ هلسینکی (فنلاند) برای تختی آغاز راهی بود که طی ۱۵ سال آینده با کسب ده​ها پیروزی و فتح سکوهای متعدد قهرمانی در بزرگترین میادین بین​المللی کشتی ادامه یافت.

شادروان غلامرضا تختی در سال ۱۳۳۱ (۱۹۵۲) در نخستین حضور خود در رقابت​های المپیک با کسب شش پیروزی و قبول یک شکست در برابر "دیوید جیما کوریدزه"از شوروی صاحب نشان نقره شد. وی در این مسابقه​ها توانست حیدر ظفر ترک را که سال پیش با غلبه بر تختی قهرمان جهان شده بود را شکست دهد.

تختی در دومین دوره​ی مسابقات جهانی که در خرداد ماه ۱۳۳۳ (۱۹۵۴) در توکیو برگزار شد، در وزن هفتم (۸۷ کیلوگرم) به رقابت پرداخت که با وجود پیروزی​های درخشان و شایستگی فراوانی که از خود بروز داد با قبول یک شکست غیر منتظره در برابر "وایکینگ پالم"سوئدی از راهیابی به فینال بازماند و در نهایت عنوان چهارمی این وزن را به دست آورد.

تختی شش ماه بعد در یک دیدار دوستانه در سوئد،« پالم» را با ضربه​ی فنی شکست داد و باخت غافلگیرانه​ی توکیو را به خوبی جبران کرد.

شادروان تختی همچنین در سال ۱۹۵۵ در جشنواره​ی بین​المللی ورشو موفق به کسب نشان نقره شد. اما سومین دوره​ی مسابقه​های قهرمانی جهان (استانبول، ۱۹۵۷) تجربه​ی تلخی برای مرحوم تختی بود. وی که در این دوره از رقابت​ها، برای اولین و آخرین بار در وزن فوق سنگین آن زمان (۸۷+ کیلوگرم) کشتی می​گرفت، به دلیل وزن بسیار کمتر نسبت به رقیبان با دو باخت حذف شد.

پهلوان ایران با وجود حذف شدن دراستانبول آبرومندانه کشتی گرفت و نتایجی که به دست آورد با توجه به آن که با وزن ۹۲ کیلوگرم به مصاف کشتی گیران فوق سنگین رفته بود، در مجموع غیر قابل قبول نبود.

به عنوان نمونه «دیتریش» آلمان و «ایوان ویخریستیوک» روس، حریفان اصلی تختی در این رقابت​ها ۱۱۰ کیلوگرم وزن داشتند و علاوه بر آن در وزن خود نیز از تجربه​ی خوبی برخوردار بودند.

در بازی​های المپیک ملبورن (استرالیا) که در آذرماه ۱۳۳۵ (۱۹۵۶) برگزار شد تختی یک بار دیگر در وزن هفتم (۸۷ کیلوگرم) به مصاف رقبایی از شوروی، آمریکا، ژاپن آفریقای جنوبی، کانادا و استرالیا رفت و با شکست تمامی حریفان اولین نشان طلای خود را به گردن آویخت.

این برای نخستین بار بود که دو قهرمان از آمریکا و شوروی در یک سکوی معتبر جهانی پایین تر از حریف ایرانی قرار می​گرفتند.

جهان پهلوان تختی در اسفند ماه همان سال با غلبه به مرحوم حسین نوری به مقام پهلوانی ایران دست یافت و صاحب بازوبند شد و در سال​های ۱۳۳۶ و ۱۳۳۷ نیز این عنوان را تکرار کرد.

جهان پهلوان تختی در سال ۱۹۵۸ در بازی​های آسیایی توکیو و مسابقات قهرمانی جهان در صوفیه به ترتیب نشان​های طلا و نقره​ی این رقابت​ها را به گردن آویخت و در مهر ماه سال ۱۳۳۸ (۱۹۵۹) در چهارمین دوره​ی مسابقات کشتی آزاد قهرمانی جهان که در تهران برگزار شد سومین عنوان قهرمانی جهان خود را کسب کرد.

" بوریس کولایف" از شوروی تنها کشتی گیری بود که با امتیاز به تختی باخت و در ۵ کشتی دیگر رقبای مجارستانی، لهستانی، فرانسوی، بلغار و ترک تختی با ضربه​ی فنی مغلوب پهلوان ایران شدند.

تیم ملی کشتی آزاد ایران که در رقابت​های تهران با اکتفا به دو مدال طلای غلامرضا تختی و امامعلی حبیبی با وجود برخوردی از امتیاز میزبانی در حفظ عنوان سومی سال​های قبل نیز ناموفق بود در هفدمین دوره​ی بازی​های المپیک (ایتالیا، ۱۹۶۰) تا مکان پنجم رده بندی سقوط کرد. تختی کاپیتان تیم ملی و پر تجربه​ترین کشتی​گیر ایران که در این رقابت​ها در وزن هفتم به میدان رفته بود، پس از پیروزی در پنج دیدار با در مسابقه​ی نهایی با قبول شکست در برابر " عصمت آتلی" از ترکیه به گردن آویز نقره دست یافت.

مسابقه​های قهرمانی جهان در یوکوهامای ژاپن میدانی فراموش نشدنی برای کشتی ایران بود. تیم ملی کشتی آزاد کشورمان پس از حضور در ۸ دوره مسابقات المپیک و جام جهانی در رقابت​های جهانی ۱۹۵۹ ژاپن، پرافتخار​ترین حضور خود در تاریخ کشتی را رقم زد و با دریافت پنج نشان طلا، یک نشان نقره، یک نشان برنز و یک عنوان پنجمی به مقام قهرمانی کشتی آزاد جهان دست یافت.

جهان پهلوان تختی که دراین مسابقات در وزن ۸۷ کیلوگرم به مصاف حریفان رفته بود با حضوری مقتدرانه آخرین مدال طلای خود را به گردن آویخت.

کشتی​گیران آزاد ایران در ششمین دوره​ی رقابت​های قهرمانی جهان در تولید وی آمریکا (۱۹۶۲) نیز حضوری شایسته داشتند.

تیم ملی ایران اگرچه نتوانست مقام قهرمانی خود را در این مسابقات حفظ کند ولی کسب مقام سوم جهان نیز با توجه به کارشکنی​ها و ناداوری​هایی که در حق تختی و سایر کشتی​گیران ایران روا شد نتیجه​ی قابل قبولی تلقی می​شود. جهان پهلوان تختی در این مسابقات با حضور مقتدرانه در برابر « وان براند» آمریکایی، « مروید» روسی و « عصمت آتلی» که از قهرمانان صاحب نام وزن هفتم بودند از حیثیت کشتی ایران به خوبی دفاع کرد و در نهایت پس از تساوی با « مروید» جوان تنها به دلیل ۲۰۰ گرم اضافه وزن نسبت به حریف از دریافت نشان طلا محروم شد و به گردن آویز نقره رضایت داد.

قهرمان ارزشمند ایران در شرایطی در این دیدارهای شرکت کرد که از بیماری خطرناکی رنج می​برد با این حال عشق به ملت ایران او را به مصاف با بزرگترین قهرمانان جهان کشاند. شدت بیماری تختی به حدی بود که پس از دیدار فینال سریعا به نیویورک منتقل و روز بعد در بیمارستان بزرگ نیویورک تحت عمل جراحی قرار گرفت.

در فاصله ی سال​های ۱۹۶۲ تا ۱۹۶۶، جهان پهلوان تختی با وجود سن بالا همچنان عضو تیم ملی ایران بود. اما تنها در بازی​های المپیک ۱۹۶۴ توکیو شرکت کرد که در این دیدار با بد​اقبالی از کسب چهارمین نشان المپیک خود بازماند و به عنوان چهارمی جهان اکتفا کرد. البته جانشینان تختی در مسابقات جهانی صوفیه (۱۹۶۳) و منچستر (۱۹۶۵) از دریافت حتی یک امتیاز در وزن هفتم ناموفق بودند، این امر در کنار عشق وافری که ملت ایران به جهان پهلوان داشتند، موجی از درخواست​های مردمی و مطبوعاتی برای حضور مجدد تختی در رقابت​های جهانی را برانگیخته بود.پهلوان ۳۶ ساله​ی ایران با وجود عدم آمادگی کافی و گذشتن از مرز بازنشستگی شرکت در مسابقه​های جهانی ۱۹۶۶ (تیر ماه ۱۳۴۵) تولیدورا پذیرفت.

تختی در مسابقات انتخابی مسابقات جهانی ۱۹۶۶ از نظر نتایج فنی و پیروزی با ضربه​ی فنی، بهترین چهره شناخته شده و به عنوان بهترین کشتی گیر وزن هفتم ایران راهی آمریکا شده بود با این حال کارشکنی​ها و برخوردهای سویی که از سوی برخی افراد و مقامات نسبت به او روا می​شد روحیه​ی او را تضعیف کرده بود.

جهان پهلوان به هنگام عزیمت به آخرین سفر خود، در میان خیل عظیم مردمی که برای بدرقه ی او و همراهانش آمده بودند در گفت​وگو با خبرنگار " کیهان ورزشی" گفت:" هیچ چیز نمی​تواند مرا خوشحال کند، پول، مدال طلا، عشق و حتی عشق. نسبت به این مردمی که به فرودگاه آمده​اند، احساس شرمندگی می​کنم. راستی چقدر محبت بدهکارم؟ من چرا باید کشتی بگیرم؟ چرا باید همراه تیم مسافرت کنم، تا سبب این همه مراجعت باشم؟ اگر پاسخ به این پرسش را می​دانستم من هم می​توانستم ادعا کنم چون دیگران هستم... وقتی کسی نداند چه عاملی سبب خوشحالی​اش خواهد شد، یقینا نخواهد توانست بگوید چرا کشتی می​گیرد و چرا همراه تیم مسافرت می​کند"

 تختی که بی​امید به مصاف تازه نفسی هاو جوانان جویای نام رفته بود، متاسفانه با بدترین قرعه​ی ممکن نیز مواجه شد به طوری که پس از پیروزی پنج بر صفر در مقابل حریفی از مجارستان به مصاف "الکساندر مدوید» و «احمد آئیک» (نفرات اول و دوم این دوره از رقابت​ها) رفت و با قبول شکست در برابر آن​ها برای همیشه با صحنه​ی کشتی خداحافظی کرد

 مروری بر اخبار روزنامه ها در زمان مرگ تختی

دل« شیر» خون شده بود!
این تصاویری است در روزهای بعد از مرگ جهان پهلوان با صفحات اضافی و چاپ دوم و سوم. پرداخت اخبار در روزهای بعد از مرگ تختی در روزنامه های مختلف کاملا  متفاوت است . بخصوص آنجا که پای احساس و عشق به تختی به میان میآید.

 

علاقه به زندگی خصوصی تختی 

آقا دری سردبیر کیهان ورزشی عشق خود به تختی را با تیتر منحصر به فردش ثابت کرد

 علاقه مردم به مطلع شدن از زندگی خصوصی و عادت های شخصی تختی به حدی بود که باعث شد غالب روزنامه های سال 46 توجه خود رابه این موضوع معطوف کنند . تا آنجا که کیهان ورزشی با چاپ عکسی از تختی هنگام خواب نوشت: حتما بالش باید به جای زیرسرش روی سرش (تختی) باشد تا بخواب برود. می گفت: «عادتی است که در ترکش موفق نشدم.»

 

شکایت

کیهان آن روزها به نقل از برادر تختی تیتر زد: درصورت لزوم علیه عده ای به دادگستری شکایت خواهم کرد. همین موضوع باعث شد تا شایعات زیادی پیرامون مرگ تختی در جامعه پیچیده شود.

 

روزنامه های فرسوده 

به گفته مسوول نشریه کتابخانه ملی، بسیاری از روزنامه های زمان مرگ جهان پهلوان تختی به علت استفاده زیاد از سوی مردم و محققان فرسوده شده است . از قرار معلوم پیش بینی نکرده بودند.


دل «شیر» خون شده بود این جمله با حروف درشت وسیاهش مثل تیری زهردار در چشمهایم می نشیند و آن را به حجم انبوهی از کاغذهای صحافی شده می دوزد که دیگر شباهتی به روزنامه ندارند، انگار که روی آنها گرد مرگ پاشیده اند. درست مثل همان روزهای تختی. 36 سال پیش. 17 دی ماه. همان روز بود که «کیهان ورزشی»، با عکس بزرگ و تمام صفحه و تیتر درشت برای اولین بار خبر مرگ غلامرضا تختی را به جهانیان اعلام کرد و نوشت : «اینجا، (جهان پهلوان)، برادر شما و عموی بچه هایتان آرمیده است. او برادر هر دختری بود. از هر (لیلی) خواهری می ساخت و از هر (مجنون) یک برادر.»


اما خبر مرگ تختی دیر به روزنامه های دیگر رسید و آنها با تاخیری چند روزه اخبار خاموشی جاودان جهان پهلوان را چاپ کردند. تاخیری که بعدها معلوم شد چندان هم سهوی نبوده است.
روزنامه اطلاعات دوشنبه روز 18 دی ماه سال 1346 یک روز بعد از مرگ تختی- در شماره 12480،تیتر اول خود را به این موضوع اختصاص داد. «خودکشی یک قهرمان» عنوانی بود که این روزنامه انتخاب کرد و در توضیح آن- به اشتباه یا به عمد- نوشت: «پیش از ظهر امروز تختی خودکشی کرد.»
اخبار مربوط به تلخ  ترین واقعه ورزشی کشور در آن روز، بیشتر حجم صفحه اول اطلاعات را در برگرفت و این روزنامه در کنار عکس های بزرگی از تختی و مردمی که پس از شنیدن خبر مرگ وی مقابل پزشکی قانونی تجمع کرده بودند، در جملاتی کوتاه خلاصه ای از علت مرگ تختی را منتشر کرد.

«تختی در نامه ای که از خود باقی گذارده کسی را مسوول مرگ خود ندانسته است.» «خودکشی تختی با خوردن سم صورت گرفته است.»«تختی از سه روز قبل در هتل آتلانتیک اطاق گرفته و در آنجا خودکشی کرد، وی نام خود را در دفتر هتل ثبت نکرده بود.» «بعدازظهر امروز شخصی ناشناس باتلفن، مرگ تختی را به همسر او اطلاع داد و وی هراسان به شهر (تهران) آمد و ساعت یک بعدازظهر امروز تعداد کثیری از مردم پس ازاطلاع از مرگ تختی در مقابل پزشکی قانونی اجتماع کردند.»


اینها بخشی از اخبار اولیه درباره مرگ قهرمان کشتی جهان بود که توجه اطلاعات را به خود جلب کرد.
«کیهان» در این میان هنگامی خبر مرگ تختی را منتشر کرد که همه مردم از آن با خبر شده بودند.
این روزنامه تمام صفحه اول شماره 19 دی ماه خود را با تیترها و عکس هایی از تختی پر کرد و ترجیح داد بیشتر به زندگی خانوادگی او بپردازد.


«یادداشت های تختی از تصمیم تا... مرگ» تیتر نخست کیهان در این روز بود و «اختلافات خانوادگی تختی چه بود؟»، «همسر تختی: خانواده های ما به دو طبقه کاملا متمایز تعلق داشتند و این اختلافات طبقاتی با اختلاف فکری همراه بود»، «مادرزن تختی: در دعوا و مشاجرات آنها پای خودم را عقب کشیدم»، «خواهر تختی: آنها سلیقه شان با هم جور نبود. به دو دنیای جداگانه تعلق داشتند» سایر عناوینی بود که برای درج در صفحه اول انتخاب شد.
کیهان همچنین تصویر آخرین دست نوشته تختی را چاپ کرد و زیر آن نوشت: «نامه تختی علت خودکشی او را روشن می کند.
متن نامه تختی در تصویر چاپ شده ناواقع است و نمی توان نوشته های آن را به طور کامل خواند اما در بخشی از آن آمده است:« ... خودم باور نمی کنم که ... زیر خاک هستم. چند قدمی مرگ... خیلی وحشتناک است. چاره چیست.»
«کیهان» در بخش دیگری از مطالب خود درباره تختی چنین نوشت:« ...سفر بی بازگشت تختی آغاز شد. بدرقه کنندگانش بسیار بودند اما این بار بی امید و ماتم زده! دیگر انتظار برگشتن او را ندارند. سفری است که با سفرهای گذشته اش فرق می کند. این مردم هرگز نمی توانند با دسته های گل به استقبال قهرمان ملی خود بروند اما بی شک هرگز یاد تختی را از دل بیرون نخواهند کرد.»

سکوت 


علاوه بر دیرهنگام بودن واکنش مطبوعات نسبت به مرگ تختی، پیگیری اخبار مربوط به آن نیز چندان دوام نیافت و کیهان روز بعد از آن که صفحه اول خود را به مرگ قهرمان کشتی جهان اختصاص داد، ترجیح داد سکوت اختیار کند و در تیتر نخست خود از تغییر روش جنگی ویت کنگ بنویسد. اما با این وجود صفحه 10 این روزنامه با دو مطلب «تختی درباره تختی سخن می گوید» و «مرگ قبل از مرگ» از جهان پهلوان تجلیل کرد.


«تختی قبلا یک بار مرده بود و آن زمانی بود که با عشق خود، کشتی، وداع کرده بود. خود می دانست که قهرمانان دو بار به مرگ محکوم می شوند. او آن مرگ را استقبال کرده بود، چنان که این یکی را هم زودتر از حد انتظار در بر گرفت...» این بخش از مطلب کیهان ورزشی در شماره 20 دی ماه 1346 در رابطه با تختی است. واکنش «اطلاعات» نسبت به مرگ تختی نیز مشابه سایر نشریات بود و این روزنامه پس از 2روز، نام قهرمان کشتی جهان را از صفحه اول خود پاک کرد. «یک سند تازه درباره خودکشی تختی»، «در یادداشت های تختی گفته شده بود: مادر و پدرم به من گفتند ما هیچ کدام از روز اول تو را دوست نداشتیم.» و «تختی: مادرزنم افکار مرا خراب و تحقیرم کرده. من این دردها را باید با خودم به گور ببرم.» آخرین عناوینی بود که در رابطه با مرگ تختی تا پیش از تشییع جنازه وی در صفحه اول اطلاعات چاپ شد.


خبری از وصیتنامه 

اطلاعات همچنین در صفحه 4 شماره 19 دی ماه خود متن وصیتنامه تختی را چاپ کرد: «بسم الله الرحمن الرحیم. سپاس خدای را که برانگیخت بندگانش بر وصیت و درود بر پیغمبر و آل او(ص). خدای در قرآن کریم فرموده هر شخصی که شربت ناگوار مرگ را می چشد باید برای سفر دور و دراز تهیه توشه کند.

لذا توفیق ربانی شامل حال غلامرضا تختی فرزند رجب شماره شناسنامه 500 از بخش 5 تهران شده در حال صحت بدن و کمال عقل پس از احراز به وحدانیت خدا وصی شرعی و قائم مقام قانونی خود قرار داده برادر ابوینی آقای محمد مهدی تختی را که ثلث مالش را به مصرف دفن کفن و چهلم او برساند و مابقی این ثلث را به دو خواهر و یک برادرش بدهد و دو سوم مالش را طبق قانون بین وراث اش تقسیم کند.»

تختی و هیتلر

در این میان روزنامه «کیهان ورزشی» اقدام به چاپ مجدد نوشته ای از تختی کرد که وی پیش از مسابقات جهانی برای این روزنامه نوشته و چاپ شده بود.
در مقدمه نوشته تختی آمده است: «من بیشتر وقت ها با کتاب های پلیسی و یادداشت های فاتحان و مغلوبان جنگ های گذشته خود را سرگرم می کردم و خواندن آنها همیشه اثر خوبی در روحیه من باقی گذارده، به خصوص این که هیتلررا با تمام حماقتش دوست داشتم. اینکه می گویم دوست داشتم نه این که خیال کنید او را آدمی لایق می دانم، نه. من به او احترام می گذاردم به واسطه این که بزرگترین درس زندگی را به من یاد داد که چگونه باید با دشمنان ستیز کرد و در هر راه مشکلی، به هدف رسید.»


جوانمردی 

جوانمردی جهان پهلوان تختی نکته ای بود که تمامی روزنامه ها در سالمرگ وی بسیار به آن پرداختند.
کیهان ورزشی در شماره17 دی ماه خود در صفحه 6 با چاپ عکس بزرگی از تختی در میان زلزله زدگان بویین زهرا نوشت: «آسیب دیدگان زلزله بویین زهرا نیز از جوانمردی و فداکاری وی بی نصیب نشدند او به اتفاق دوستان خود صندوقی در بغل گرفت و از مردم توانا استمداد کرد. ثمره همت و کوشش او چندین خانه بود که در جاده همدان بنا شد.»


«اطلاعات» نیز این چنین از تختی قدردانی کرد: «او خورشیدی بود که غروب کرد و مردی بود که به صورت افسانه تا ابد باقی خواهد ماند.» و این حقیقتی انکارناپذیر است.


 
بازدید نمایندگان یونسکو از زورخانه ملی شهید فهمیده
ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: بازدید نمایندگان یونسکو از زورخانه ملی شهید فهم

 

    واتاریو ایواماتو ، رئیس کمیته علوم و سیاست و ماریوس سگو رئیس کمیته ورزش سازمان علمی فرهنگی ملل متحد یونسکو ضمن بازدید از زورخانه ملی شهید فهمیده از نزدیک با اجرای این ورزش زیبا و جذاب ملی ایرانیان آشنا شدند . 
   به گزارش روابط عمومی فدراسیون در این بازدید که با حضور مهندس حسام ، معاون سازمان تربیت بدنی و جمعی از پیشکسوتان ورزش پهلوانی و زورخانه ای انجام شد تیم منتخب زورخانه ای نمایش زیبایی از این ورزش ارائه داد که در خلال این ورزش بارها و بارها مدیران یونسکو و حاضرین به وجد آمده و ورزشکاران را مورد تشویق و تمجید قرار دادند . سپس در جلسه ای مشترک با حضور مهندس حسام ، معاون سازمان تربیت بدنی ، علیرضا صفارزاده ، رئیس فدراسیون پهلوانی و زورخانه ای و روسای کمیته های آموزش و تحقیقات ، فرهنگی ، آموزش و پرورش و روابط عمومی فدراسیون ، قابلیت ها ، ویژگیها و مختصات این رشته ملی ، مذهبی توسط سردار صفارزاده ارائه و ثبت آن در فهرست آثار معنوی یونسکو درخواست شد .    
   ایواماتو ، رئیس کمیته علوم و سیاست یونسکو ، ضمن تمجید از ورزشکاران و مرشد ، فضای زورخانه را شاهکار هنری ، فرهنگی ورزشی خواند و گفت : در این ورزش هم به جسم توجه شده و هم به معنویت و صدای ضرب و نوای مرشد و هماهنگی و هارمونی بین ورزشکاران و مرشد نیز از نکات قابل توجه و ارزشمند این ورزش است . ایواماتو افزود توسعه همه ورزشهای بومی – محلی از جمله ورزش ملی ایرانیان یعنی ورزش باستانی جزو سیاستهای یونسکو است . 
   وی 3 ضلع هنر ، ورزش و موسیقی را اجزاء ورزش باستانی دانست و گفت این 3 ویژگی زمانی که در معماری زیبای زورخانه اجراء می شود تماشاچی را به وجد می آورد . در پایان یادبودهایی از جمله نماد زرین زورخانه ای ، لباس ورزش باستانی و یک جفت میل فانتزی از طرف فدراسیون به نمایندگان یونسکو اهداء شد .

 

خاطرنشان می سازد که در این مراسم آقای منوچهر عطاء الهی رئیس کمیته فرهنگی فدراسیون حضور داشتند.

 

 

 

 


 
قسمت سوم - میل گرفتن
ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: قسمت سوم - میل گرفتن

میل گرفتن، گورگه یا گوارگه (چرخش چکش هندی)

میل گرفتن اصلی ترین بخش از ورزش زورخانه است. گوارگه نوع تند حرکت میل ورزی است که میل ها در هر بار یک و نیم دور روی شانه چرخانده می شوند اما در حرکت چکشی میل ها مستقیم به حرکت در می آیند. گوارگه به معنی نوعی از طبل زدن سریع و تند نیز هست که در اصل یک واژه مغولی است اما گورگه را به معنی «گه برگه» نیز منظور کرده اند که وجهی ندارد، میل گرفتن با توجه به اشعار مناسب و ضرب شورانگیزی که مرشد همراه آن می کند یکی از وجد آور ترین حرکات ورزشی زورخانه است. گوارگه (Gavargah) به نظر نمی آید که واژه مفعولی باشد چون حرکت میل و بازگشت آن به حالت سر مچ و یا روی دوش از نظر ریتم بی شباهت به حالت رفت و برگشت گهوارهء اصفال شیرخوار نیست که در قدیم مادران بچه ها را در آن می خواباندند و با تکان دادن آن، لالایی می خواندند.



میل بازی
یعنی عملیات شیرین کاری با میل های کوچک، که بسته به مهارت ورزشکار از دو تا چهار میل را به کار می گیرد. حرکات میل بازی شامل پرتاب میل ها به بالا و گرفتن آنها، پرتاب و چرخیدن دور خود و گرفتن آنها و پرتاب میل ها به بالا پشت سر هم و بازی کردن با میل است که به انواع حرکات پرتاب از زیر بغل از پشت سر حرکت فرفره ای میل و غیره می باشد.


 
فردوسی طوسی قسمت دوم
ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: فردوسی طوسی قسمت دوم

فردوسی طوسی

نامه ی پهلوان
کلمه ( پهلو) معنای فراخ نگری و مدارایی داشته است. این واژه از خشت و خشتره به معنای آمیزش و مهرورزی و همبستگی آمده و خشتر در فارسی باستان، شاه و پهلوانی است که شهر و کشور و جهان را با مهر و مدارا می آراید. از همین واژه خشت که بنیاد خانه است،وخشت به معنی نی که در دست پادشاهان بر سنگ نگاره ها دیده می شود ، می توان پی برد که پهلوان، شاه جهان آراست:
نشسته بر آن باره خسروی
بپوشیده آن جوشن پهلوی ( گرشاسب نامه)
کلمه پارت نیز از همین کلمه گرفته شده است و پهلو، پرتوه، پهله و پارت از یک جا آمده است و اشکانیان که همان پارت ها باشند، نامشان از اشک گرفته شده و اشک و خشت و عشق از یک ریشه و همه معنای مدارا و مهر و همبستگی دارد. پس پهلوانی کیش مدارا و مهر بوده است:
تبه کردی آن پهلوی کیش را
چرا ننگریدی پس و پیش را ( اسدی)
در یشت ها و بویژه یشت نهم و دوازدهم و سیزدهم و نوزدهم که در زمان هخامنشیان و اشکانیان نوشته شده، از پهلوانان ایران یاد شده است.
کتاب یادگار زریر، داستان های دوره ساسانی چون بهرام چوبین، کارنامه اردشیر بابکان، سکسیکین، پیکار، مزدک نامه، التاج، دینکرد، بندهشن، اردای ویراف نامه، مینوی خرد و آیین نامه ها نیز داستان های پهلوانان ایرانی در آن روزگار را باز می گویند.
پهلوان و پهلوانی در ایران از قاف می آغازد و از همانجا با عرفان پیوند می خورد. کوه و حیوان و انسانی که در این داستان های پهلوانی می آیند، همه در تاریخ عرفان حضوری چشمگیر دارند.

ادامه دارد ...


 
زورخانه ای
ساعت ٢:٢۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٧   کلمات کلیدی:

تاریخچه زورخانه در ایران

ساختمان زورخانه

زورخانه جایی است که مردان در آن ورزش می کنند و بیشتر در کوچه پس کوچه های شهر ساخته شد است. بام آن به شکل گنبد و کف آن گودتر از کف کوچه است . در آن کوتاه و یک لختی است و هر که به خواهد از آن بگذرد و داخل زورخانه بشود باید خم شود . می گویند در زورخانه را از این رو کوتاه می گیرند که ورزشکاران و کسانی که برای تماشا به آنجا می روند به احترام ورزش و ورزشکاران و آن مکان خم شوند. این در به یک راهروی باریک با سقف کوتاه باز می شود و آن راهرو به «سردم زورخانه» می رود . درمیان زورخانه گودالی هشت پهلو و گاهی شش پهلو به درازی 5 یا 4 متر و پهنای 4 متر و ژرفای 3 چارک تا یک متر کنده شده که «گود» نامیده می شود. در کف گود چند لایه بوته و خاشاک گذاشته و روی آن بوته و خاشاک خاک رس ریخته و هموار کرده اند. بوته و خاشاک را برای نرمی کف گود می ریزند و هر روز روی این کف را پیش از آن که ورزش آغاز شود با آب «گل نم» می زنند تا از آن گرد برنخیزد.

سراسر دیواره گود ساروج اندود شده است و لبه آن به جای هزاره آجری با چوب پوشانده شده است تا اگر ورزشکاران هنگام ورزش به لب گود بخورند تنشان زخمی نشود. در بالا و دور گود غرفه‌هایی ساخته شده که جای نشستن تماشاچیان و گذاشتن جامه ورزشکاران و لنگ بستن تنکه پوشیدن آنان است . یکی دو غرفه از این غرفه‌ها نیز جایگاه افزارهای ورزشی است .

سَر دم

سر دم زورخانه در یکی از غرفه های چسبیده به راهروی زورخانه درست شده است و آن صفه ای است نیم گرد که کف اش از کف زورخانه یک متر تا یک و نیم متر بلندتر است. در جلوی «سر دم» چوب بستی است که به آن زنگ و پوست پلنگ و زره و سپر و پر قو آویخته است. بر روی سکو زیر چوب بست اجاقی کنده شده که در آن آتش میریزند و هرگاه اجاق نداشته باشند منقلی زیر چوب بست می گذارند و مرشد تنبک خود را با آتش اجاق یا منقل گرم می کند تا صدای آن رساتر درآید .

می‌گویند نخستین کسی که طرح ساختمان زورخانه را ریخت «پوریای ولی» بود. نام پوریای ولی (محمود قتالی خوارزمی) است و او در نیمه دوم سده هفتم و نیمه نخستین سده هشتم هجری می زیسته است . او پهلوان و شاعر و عارف بوده و دمی گرم و گیرا داشته است.

            با لب زمزمه آرا چه خفی و چه جلی                     جرگه را گرم بکن از دم پوریای ولی

 

افزارهای ورزش باستانی  

تخته شنا: چوبی است هموار به درازای 70 سانتی متر و پهنای 7 و ستبری 2 سانتیمتر و گاهی کوچکتر و بزرگتر از این اندازه هم ساخته می شود. به زیر تخته نزدیک دو سر آن دو پایه زنخی (ذوزنقه ای) به بلندی چهار سانتیمتر میخکوب شده است.

میل ورزش: افزاری است چوبی و کله قندی و توپر، ته آن گرد و هموار و سر آن تخت یا گرد است و در میان آن دسته‌ای به درازای پانزده سانتیمتر فرو برده اند . وزن هر میل از پنج کیلو تا چهل کیلو گرم است .

میل بازی: مانند میل ورزش است ولی دسته آن بلندتر از میل ورزش و وزنش کمتر از آن است تا در هنگام بازی و پرتاب کردنش آسان باشد .وزن هر میل بازی از چهار تا شش کیلو گرم بیشتر نمی شود .

سنگ: دو‌پاره و راست گوشه است که از درازا با بست های فلزی به یکدیگر چسبانیده شده و یک بر آن هلالی است، درازای سنگ یک متر و پهنای آن هفتاد سانتیمتر است. در میان سنگ سوراخی است که در آن دستگیره ای گذاشته اند و روی آن را با نمد یا کهنه پوشانده اند تا دست ورزشکار را هنگام سنگ گرفتن زخم نکند. وزن هر دو سنگ از بیست کیلو تا صد و بیست کیلو است. سنگ را در قدیم (سنگ زور) و (سنگ نعل) هم می نامیدند زیرا به شکل نعل است.  

کبـّاده: افزاری است آهنی، مانند کمان و سراسر تنه آن از آهن است و در میانش «جا دستی» دارد. درازای آن نزدیک به صد و بیست تا صد و سی سانتیمتر است. چله کبـّاده زنجیری است شانزده حلقه ای ـ و گاهی کمتر یا بیشتر ـ و در هر حلقه شش پولک آهنی دارد و میان آن جا دستی گذاشته شده است. وزن کباده از ده کیلو تا چهل کیلو است. گاهی نیز کباده‌های سنگین‌تر و سبکتر هم می سازند و بکار می‌‌برند.

جامه‌های ورزش باستان

تنکه یا تنبان نطعی : شلوار کوتاهی است که ران را تا زیر زانو می پوشاند و آن را هنگام ورزش کردن و کشتی گرفتن می پوشند. این تنبان از یک رویه چرمی یا پارچه ماهوتی ستبر و چند لایه آستر کرباسی دوخته شده است . رویه آن بیشتر به رنگ آبی مایل به سبز است.

کمر و نشیمنگاه و سر دو زانوی تنکه از چرم است. روی رانهای تنکه گل و بوته های بزرگی ـ بیشتر بوته جقّه سرکج قلاب دوزی شده است . بالای تنکه را «برج»، پیش روی تنکه را که زیر شکم می افتد «پیش قبض»، روی زانو را (پیش کاسه) یا ( سر کاسه) و پشت زانو را (پس کاسه) می نامند.

لُنگ: همان لنگی است که مردان در گرمابه میبندند. در روزگار ما به جای پوشیدن تنکه ، ورزشکاران لنگی روی «زیر شلوار» خود می بندند و در گود میروند و بستن آن چنین است :

دو سر از پهنای لنگ را در کمر گاه بر روی ناف گره می زنند و پایین لنگ را که آویزان است از پشت پا می گیرند و از میان دو پا بالا می برند و در «پیش قبض» که همان «گره» است فرو می کنند.

گردانندگان زورخانه

مرشد: امروز در زورخانه مرشد به کسی می گویند که آوازی خوش دارد و هنگام ورزش روی «سر دم» می نشیند و با آهنگ های گوناگون که هر کدام ویژه یکی از حرکات ورزشی است ضرب میگیرد و شعرهای رزمی که بیشتر از شاهنامه فردوسی برگزیده می شود می خواند و صدای ضرب و آواز خود را با حرکات ورزشکاران ، هماهنگ می کند و آنان را به ورزش بر می انگیزد. در قدیم « مرشد» یا «کهنه سوار» کسی بود که کار آموزش ورزشکاران و پهلوانان با او بود. کهنه سوار در هنگام ورزش لنگی به دوش می انداخت و چوبی هم که به آن «تعلیمی» می گفتند در دست می گرفت و در کنار گود می نشست و باستانی کاران یا کشتی‌گیران را در کارهای ورزشی و کشتی گیری راهنمایی می کرد. کهنه سواران یا مرشدان از چابک‌ترین و آزموده‌ترین پهلوانان و ورزشکاران بودند . ( گویا مرشد امروزی را «ضرب گیر» می خواندند).

 

مُشتُ مالچی: کسی است که پیش از ورزش به ورزشکاران و پهلوانان لنگ و تنکه میدهد و پس از ورزش آنها را مشت و مال میکند، تا کوفتگی و خستگی از تنشان بدر رود و پادویی زورخانه نیز با مشت مالچی است.

 

مقام ورزشکاران در زورخانه

پیش کِسوَت: پیش کسوت در زورخانه به کسی می گویند که سالمندتر و آزموده تر از ورزشکاران دیگر باشد . پیش کسوت از همه گونه ورزشهای باستانی و ریزه کاریهای یکایک آنان آگاه است و می تواند بهتر و سنگین تر از دیگران ورزشهای باستانی را انجام دهد.

 

میاندار: ورزشکاری است که در گود روبروی مرشد و میان ورزشکاران دیگر می ایستد و گرداندن ورزش و پیش و پس انداختن کارهای ورزشی را به عهده می گیرد. ورزشکاران هنگام ورزش به او نگاه و از حرکات ورزشی او پیروی می کنند. میاندار باید مانند پیش کسوت آزموده و آگاه از همه گونه ورزش و ریزه کاریهای یکایک آنها باشد. معمولاً پیش کسوت هر زورخانه میاندار آنجا می شود.

 

پهلوان: به کسی گفته می شود که بسیار آزموده و چابک و کار کرده باشد و هماوردی نداشته باشد.

 

نوخاسته: جوان نوچه‌ای است که آزمودگی یافته و پهنه کارهای ورزشی خود را گسترش داده و برای کشتی گرفتن و ورزشهای «تو گودی» به زورخانه های دیگر می رود.

 

نوچه: به جوان ورزشکاری گفته می شود که زیر نظر پهلوانی، فن های کشتی را می آموزد و شاگرد او به شمار می رود. او از نظر تردستی و چابکی برگزیده‌ترین شاگردان آن پهلوان است.

 

شیوه ورزش باستانی

سنگ گرفتن: سنگ گیرنده در بالای گود در جایی از زمین که لنگ انداخته اند به پشت می‌خوابد و سه بالش، یکی را زیر سر و دوتای دیگر را زیر بازوی راست و چپ می گذارد و دو سنگ با دو دست خود چنان می گیرد که سرهای هلالی آن دو به سوی سرش باشد و پی در پی به پهلوی چپ و راست می‌غلطد. هنگامی که بر پهلوی چپ است سنگی را که در دست دارد مستقیم چنان بالا می برد که بازوی خمیده‌اش راست شود و به همان شیوه هنگامی بر پهلوی راست است سنگی را که در دست چپ دارد مستقیم به بالا می برد. این گونه سنگ گرفتن را «غلطان» می گویند. گونه دیگر سنگ گرفتن آن است که ورزشکار به پشت می‌خوابد و پاهایش را دراز می کند و دو سنگ را باهم پی در پی روی سینه بالا و پایین می برد، این سنگ گرفتن را (جُفتی) می‌نامند. مرشد، سنگ گرفتن ورزشکاران را تا (117) یا (114) بار می شمارد و اگر سرگرم ضرب گرفتن برای ورزشکاران درون گود باشد، یکی از دوستان سنگ گیرنده سنگهای او را می شمارد. شماره (117) و (114) مسان باستانی کاران مقدس است و مرشد یا دیگران از این دو شماره بیشتر نمی شمارند. (117) اشاره به صد و هفده تن کمر‌بسته مولا است و (114) اشاره به یکصد و چهارده سوره قرآن است. سنگ شمار یا مرشد پیش از سنگ گرفتن برای شور بخشیدن به سنگ گیرنده (سرنوازی) می خواند:

 

هر کار که می کنی بگو بسم اللهتا جمله گناهان تو بخشد الله

دستت که رسد به حلقه سنگ بگو لا حول ولا قُوه الا بالله

 

و سپس شمارش را چنین آغاز می کند:

 

لا حُولَ وَلا قُوهَ اِلا بِالله العلی الَعظیم.

بِسِم اللهِ الـّرحمنِ الرحیم

 

اول خدا ـ دو نیست خدا ـ سبب ساز کل سبب یا (سید کائنات) چاره ساز بیچارگان الله ـ پنجه خیبر گشای علی ـ شش گوشه قبر حسین ـ امام هفتم باب الحوایج ـ قبله هشتم یا امام رضا ـ یا اما محمد تقی روحی فداه و جسمی ـ دهنده بی منت الله ـ یا امام حسن عسگری دخیل ـ جمال امام زمان صلوات. یا (جمال هشت و چهار صلوات) ـ زیاده باد دین خاتم انبیاء ـ ای چهارده معصوم پاک ـ نیمه کلام الله مجید ـ شانزده گلدسته طلا ـ صد و هفده کمر بسته مولا ـ خدای هجده هزار عالم و آدم ـ بر بی صفتان روزگار لعنت ـ یا (بر نمک نشناس لعنت) ـ بیس (بیست) لعنت خدا بر ابلیس ـ یک بیس (بیست و یک) آقای قنبر علیس (علی است) ـ دوبیس مرد دو عالم علیس ـ چاربیس بیمار دشت کرب و بلا (کربلا) یا (ناز چهار ستون بدنت) ـ پنج تن زیر کسا ـ شش ساق عرش مجید یا (باقر العلوم بعد از نبی) علی است ـ سه بیس یا علی مثلت کیس(کیست) هفت بیس یا علی موسی بن جعفر ـ هش بیس یا علی بن موسی الرضا ـ نُه بیس نوح نبی الله ـ سی ختم کلام الله ـ یک سی گرفتی ماشاءالله ـ دوسی برایش ذولفقار ـ نیستی جان کفار ـ چاره بیچارگان خود الله ـ دادرس درماندگان خود مولا ـ یا ابوالفضل العباس دخیل ـ یا موسی بن جعفر ـ یا علی بن موسی الرضا بطلب ـ نه سی طوفان بلا ـ چهل ختم اولیاء و انبیاء ـ یک چل بزرگ است خدا ـ دو چل محمَّد است مُصطفا ـ سه چل علیس شیر خدا ـ چار چل یا فاطمه زهرا ـ پنج چل خدیجه کبرا ام المؤمنین ـ شش چل ابراهیم خلیل الله ـ هفت چل موسی کلیم الله ـ هش چل عیسی روح الله ـ نه چل آدم صفی الله ـ پنجاه، هزار بار بر جمال خاتم انبیاء صلوات ـ ز آدم و حّوا دگر نبی الله ـ شعیب و یوسف و یعقوب ـ پس خلیل الله ـ ملائکان مُقّرب ـ دگر ز جبرائیل ـ ز حسُن یوسف ـ جمال شصت بند دیو ، علی را صلوات .

 

در این هنگام مرشد برای دنبال کردن شماره و رساندن آن به (114)‌ یا (117) از پنجاه به پایین می شمارد بدینگونه:

نه چل آدم صفی الله ـ هش چل عیسی روح الله ـ هفت چل موسی کلیم الله . . . . . . . تا به شماره یک برگردد. (17) شماره یا (14) شماره بازمانده از (117) یا (114) را دوباره از یک به بالا می شمارد. ولی اگر مرشد از شماره شصت به پائین شمرده باشد سه شماره یا شش شماره به یک مانده که روی هم (117) یا (114) شماره می شود شماره را به پایین می رساند. البته این اندازه شمارش در صورتی پیش می آید که سنگ گیرنده به تواند (117) یا (114) بار سنگ بگیرد.

 

جای ایستادن ورزشکاران در گود

در گود هر یک از ورزشکاران به فراخور مقام خود در جایی می ایستند. کار کُشته‌ترین و کار آزموده‌ترین و سالمندترین آنها که پیش کسوت دیگران خواهد بود «میاندار» می شود و میان گود روبروی مرشد می ایستد. ورزشکاری که پس از او از ورزشکاران دیگر سالمندتر و آزموده تر است پای (سر دم) می‌ایستد. اگر در میان ورزشکاران «سیّد» ی باشد و در ورزش باستانی پختگی چندان هم نداشته باشد پای (سر دم) می ایستد و اگر شایستگی میانداری داشت در میان گود می رود و میانداری می کند. در این صورت پیشینه‌ترین ورزشکار روبروی او (پای سر دم) یا پشت او می ایستد. ورزشکاری که از دیگران ناآزموده تر و ناپخته تر است و به او (تازه کار) می گویند، جایش در گود پشت سر میاندار است. دیگر ورزشکاران از بزرگ تا کوچک (از نظر آزمودگی) به ترتیب کنار گود دورادور میاندار می ایستند.

شنا رفتن

پیش از شنا رفتن، میاندار یکی از تخته شناها را که در غرفه ای روی هم ریخته شده است برمی‌دارد و به دنبال او ورزشکاران یکی پس از دیگری ، تخته ای را برمی دارند و درو گود می‌ایستند. سپس میاندار دور گود می‌گردد و به هر یک از ورزشکاران میانداری کردن را تعارف می کند. آنگاه از همه رخصت می طلبد و تخته‌اش را در میان گود می گذارد و زانوان و پنجه پا در کف گود قرار می دهد و دو لبه تخته شنا را با دست می گیرد . گاهی مرشد یا میاندار از ورزشکاری که آوزای خوش و گیرا دارد درخواست می کند که چند بیتی به مناسبت حال و مقام بخواند و پیش از اینکه او خواندن را آغاز کند «میاندار» یا «مرشد» می گوید: (مزد دهنش به محمد صلوات) و همه صلوات می فرستند و با صلوات فرستادن ورزشکاران، آوازه خوان کمی خستگی در می کند و سرانجام آواز خود را چنین به پایان می رساند:

 

یا رب به حـّق ناد علیاً سینجلی یا رب به حـّق شاه نجف مرتضی علی

افتادگان وادی غم را بگیر دست یا مصطفی محمد و یا مرتضی علی

 

و آنگاه همه صلوات می فرستند سپس میاندار دو پایش را پس می برد و از یکدیگر باز می گذارد و به مرشد نگاه می کند. ورزشکاران هم به پیروی از میاندار چنان می کنند مرشد زنگ را به صدا در می آورد و به ضرب می زند و با هر تک ضربه محکمی که می کوبد ورزشکاران سینه خود را به سوی تخته شنا خم و نزدیک می کنند . گاهی در کشاکش شنا رفتن میاندار با صدایی که از خستگی بریده به گوش می رسد فریاد می زند (علی بابا) و با دست به مرشد اشاره می کند که آهنگ ضرب را تندتر کند تا آنها شیوه شنا رفتن را عوض کنند.

 

ورزشکاران چهار گونه شنا می روند:

شنای کرسی ـ شنای دست و پا مقابل ـ شنای دو شلاقه ـ شنای پیچ.

 

شنای کرسی: در این شنا ورزشکاران پس از این که تخته شنا را بر کف گود گذاشتند دو سر آن را می گیرند و دو پا را در برابر آن تا آنجا که بتوانند چنان از هم باز می کنند که کف پاهایشان از کف گود بلند نشود و سپس شنا می روند.

 

شنای دست و پا مقابل: در این شنا، دو دست ورزشکار بر روی تخته به فاصله بیست سانتی متر از هم قرار دارد و پاهای او در امتداد تن کشیده و جفت است.

 

شنای دو شلاقه: شنای دو شلاقه همان شنای (دست و پا مقابل) است با این فرق که در آن دو بار پیاپی شنا می روند و پس از آن کمی درنگ و خستگی در می کنند و سپس دوباره دیگر پیاپی شنا می روند. این روش را تا پایان ورزش نگاه می دارند.

 

شنای پیچ: در این شنا مانند شناهای دیگر دست های ورزشکار بر روی تخته از یکدیگر باز است و او نخست در حرکت اول سر خود را زیر بغل چپ می برد و تنه خود را به سوی راست می چرخاند و در حرکت دوم ، سر خود را زیر بغل راست می برد و تنه را به سوی چپ می چرخاند و شنا را به همین روش ادامه می دهد.

 

نرمش: ورزشکاران پس از شنا رفتن بر می خیزند و بی آنکه تخته شنا را از کف گود بردارند برای در کردن خستگی نرم و آرام بدن خود را تکان میدهند و این حرکت را نرمش می نامند. مرشد هنگام نرمش کردن ورزشکاران آهنگی ملایم می گیرد و اشعار را با آهنگ مخصوص نرمش می خواند . روش نرمش هر میاندار با میاندار دیگر اندکی اختلاف دارد.

 

میل گرفتن: ورزشکاران هر کدام یک جفت میل از جایگاه ویژه میل‌ها که در بالای گود و نزدیک آن است بر می دارند و نخست میاندار به هر یک از ورزشکاران تعارف می کند که میانداری بپذیرند و اگر کسی نپذیرفت، همان میاندار میل‌ها بر شانه خود می گذارد و دیگران از او پیروی می کنند وبا ضرب مرشد میل گرفتن را آغاز می کنند . میل گرفتن سه گونه است: میل سنگین ـ میل چکشی یا (سرنوازی) ـ میل جفتی.

 

میل سنگین: ورزشکاران با آهنگ ضرب و آواز مرشد آرام و سنگین یک بار میل دست راست را روی شانه و پشت و پهلو و سینه راست می چرخانند و میل دیگر را پیش سینه چپ رو به بالا نگاه می دارند، و بار دیگر میل دست چپ را روی شانه و پشت و پهلو و سینه چپ می چرخانند و میل دیگر را پیش سینه راست رو به بالا نگاه می دارند . این کار به این روش ادامه می یابد.

 

میل چکشی یا سرنوازی: ورزشکاران با آهنگ ضرب مرشد که تند و با شتاب است میل را بروی شانه ها و پشت و پهلو و سینه به تندی می چرخانند.

 

میل جفتی: نخست دو میل را در برابر هم روی سینه نگاه می دارند سپس پی در پی باهم به پس می برند و بازمی‌گردانند. ورزشکاران پس از میل گرفتن برای در کردن خستگی دسته میل‌ها را در دست می گیرند و ته آن را بر کف گود می گذارند و میل‌ها را تک تک پیش و پس می برند و می نشینند و بلند می شوند. این گونه نرمش و میل گرفتن را (خم گیری) می گویند.

 

پا زدن: میاندار در میان گود می ایستد و ورزشکاران پیرامون او گرد می آیند. نخست پای آرامی می زنند که به آن پای (نرم) می گویند و آن چنین است که ورزشکار پنجه یک پا را اندکی از زمین بلند می کند و بر روی پنجه پای دیگر، خود را تکان می دهد و به آرامی پیش و پس می رود.

 

ورزشکاران در زورخانه چهار جور پا می زنند:

1ـ پای اول (پای چپ و راست) 2ـ پای جنگلی 3ـ پای تبریزی اول و دوم و پای شوم 4ـ پای آخر.

 

1ـ پای اول: ورزشکاری روی پنجه پا می ایستد و پای‌ها را پی در پی به چپ و راست می گذارد. بدین گونه که یک بار پای راست را در کناره بیرونی پای چپ می گذارد و در پی آن پای چپ را در کناره بیرونی پای راست می گذارد و این کار را تند و پی در پی ادامه می دهد و در همین حال تن خود را نرم و آرام می جنباند.

 

2ـ پای جنگلی: ورزشکار روی پنجه های پا می ایستد و با آواز و صدای ضرب مرشد یک بار سنگینی بدن خود را روی پنجه پای چپ می اندازد و پای راست را به پیش پرتاب می کند و بار دیگر روی پنجه پای راست می ایستد و پای چپ را به پیش پرتاب می کند. این کار تند و پی در پی انجام می گیرد گاهی ورزشکار، میان پای جنگلی زدن (رخصت) می‌طلبد و میان گود می آید و می چرخد. در این هنگام ورزشکاران دیگر در کنار گود می ایستد و او را نگاه می کنند.

 

3ـ پای تبریزی .

الف ـ پای اول: ورزشکار همآهنگ با ضرب مرشد ، هر بار بر یکی از دو پای خود تکیه و پای دیگر را به پیش پرتاب می کند. در اینحرکات دست‌ها نیز می‌جنبد.

 

ب ـ پای دوم: پس از پای اول ، میاندار از میان گود با دست به مرشد اشاره می کند و مرشد بی درنگ آهنگ ضرب را تند می کند و میاندار به شرح زیر (دو پا) می زند، یکبار پای راست و بار دیگر پای چپ را به پیش پرتاب می کند و آنگاه پای‌ها را یکی یکی کمی از زمین برمی‌دارد و می گذارد و در این حال تمام بدن خود را نیز به نرمی تکان می دهد.

 

ج ـ پای سوم: پس از پای دوم میاندار باز با دست به مرشد اشاره می کند و مرشد آهنگ ضرب را عوض می کند . در این هنگام میاندار «سه پا» مانند «دو پا زدن» است با این فرق که ورزشکار سه پا را پشت سر هم یکی پس از دیگری پرتاب می کند و آنگاه کمی درنگ می کند و دوباره همین روش پا می زند.

 

4ـ پای آخر: ورزشکار روی پنجه های دو پا می ایستد و با آواز مرشد تند و پشت سر هم پاها را بلند می کند و یکی پس از دیگری به عقب می برد و باز می گرداند گویی دونده ای است که در جای خود ایستاده است و پیش نمی رود.

 

چرخ زدن

چرخ زدن پنج گونه است:

1ـ چرخ جنگلی 2ـ چرخ تیز 3ـ چرخ سبک و چمنی 4ـ چرخ تک پر 5ـ چرخ سه تک پر.

 

چرخ جنگلی: ورزشکار در میان گود می آید و دست‌ها را در امتداد شانه نگاه می دارد و به نرمی خود را تکان می دهد و آرام و همآهنگ با صدای ضرب مرشد، دور گود می چرخد.

 

چرخ تیز: ورزشکار درمیان گود یا دور گود بسیار تند به دور خود می چرخد . گاهی سرعت چرخ آنقدر زیاد می شود که هیکل چرخنده را نمی توان تشخیص داد.

 

چرخ سبک چمنی: ورزشکار در چرخ سبک و چمنی نه تند و نه آرام بلکه سنگین و زیبا به درو خود می چرخد و با چرخ دور گود را هم می پیماید.

 

چرخ تک پر: ورزشکار پس از یک بار بدور خود چرخیدن، یک بار هم به هوا می جهد و در هوا چرخی به دور خود می زند. گاهی هم چرخنده دو دست راست را روی هم بر سینه می گذارد و چرخ می زند. معمولاً ورزشکار «تک پرها» را در هوا در گوشه های گود انجام می دهد.

 

سه تک پر: ورزشکار سه بار به دور خود می چرخد آنگاه یک تک پر در هوا می زند. مرشد برای هر یک از چرخ‌ها آهنگی ویژه بر ضرب می گیرد.

 

کبـّاده کشیدن

کبـّاده کشیدن: کباده را همه ورزشکاران نمی کشند و کسانیکه بخواهند بکشند پس از چرخ زدن دوتا دو‌تا یا تک تک از مرشد یا پیش کسوت «رُخصت» می گیرند و هر کدام کباده‌ای برمی‌دارند و با دو دست در بالای سر نگه می دارند. کباده کشیدن به این گونه است که ورزشکار کمان کباده را با دست راست و زنجیر آن را با دست چپ می گیرد (و برخی هم از ورزشکاران برعکس) و بالای سر در این حالت دو بازوی او کمی تا شده است نگه می دارد. و با ضرب و آواز مرشد، یک بار دست راست را در امتداد شانه نگاه می دارد و دست چپ را بر روی سر خم می کند و می خواباند و بار دیگر دست چپ را در امتداد شانه نگاه می دارد، و دست چپ را بر روی سر خم می کند و می خواباند و بدین گونه ورزشکار کباده کشیدن را ادامه می دهد. او باید به روی پنجه های دو پا به ایستد و با آهسته و نرم حرکت دادن کباده پا به پا بشود و پیش و پس برود .

 

کُشتی

 

در گذشته پس از پایان یافتن ورزش، کشتی‌گیران و پهلوانان میان گود می رفتند و دو به دو با هم کشتی می گرفتند. دو کشتی گیر نخست (فرو می کوبیدند) آنگاه مرشد لنگی به میان هر دو کشتی گیر پرتاب می کرد تا دست نگه دارند که شعر(گُل کُشتی) خوانده شود. کشتی‌گیران در کنار هم به پهلو، رو به قبله خم می شدند و یک دست را بر گردن یکدیگر و دست دیگر را روی زانو می گذاشتند و مرشد شعر (گل کشتی) را می خواند یا یکی از ورزشکاران که آواز خوشی داشت در لبه دیوار گود می نشست و از حاضران (رُخصت) می طلبید و گل کشتی را می خواند:

 

در معرکه ها درنگ می باید کرد خون برجگر نهنگ می باید کرد

پوشند یلان زره به پیکار اینجاستجایی که برهنه جنگ می بایدکرد

 

دو کشتی گیر پس از اینکه مرشد یا خواننده می گوید:

خدا را سجود ، پیران را عزّت، جوانان را قدرت ، رب المشرقین و رب المغربین فبای آلاء ربکما تکذبان، کف گود را دست می بوسیدند و کشتی را آغاز می کردند.

 

دعا کردن

پس از پایان ورزش، مرشد می گوید (اول و آخر مردان عالم بخیر) و به زنگ می زند و تنبک را کنار می‌گذارد و می نشیند. در این هنگام میاندار و ورزشکاران دیگر که هر یک لنگی بر دوش انداخته اند به کنار گود می آیند و به لبه آن تکیه می دهند و میاندار دیگران را احترام می گذارد و تعارف می کند. اگر کسی نپذیرفت خود او به دعا کردن می پردازد و ورزشکاران و تماشاچیان هم باهم پس از هر یک از دعاهای او (آمین) می گویند. دعا چنین است:

 

دست و پنجه مرشد درد نکند. خداوند نسل سادات را زیاد کند و دشمن و بدخواه سادات را از صفحه زمین براندازد. پروردگارا به حق عزت و جلالت قسمت می دهیم که تیغ شاه اسلام پناه ما را «بـرا» (بـران) بگردان، سایه بلند پایه اش را از سر آب و خاک ایران و فرد فرد ایرانیان کم و کوتاه نفرما. پروردگارا شر شیطان و بلاهای ناگهانی، نفس اماره آخر الزمان را از بلاد اسلام دور بگردان. خداوندا بانیان ورزش را که مرده اند و رفته اند رحمت بفرما. در دنیا و آخرت زبان مار را به ذکر لا الله الا الله گویا بفرما. پروردگارا تورا قسم می دهم به حق مقـربان درگاهت در دنیا ما را از زیارت ائمه اطهار و در آخرت از شفاعت ابا عبدالله بی بهره منما. سپس میاندار می گوید:

 

بر آن کسانی رحمت باد که خداوند رحمتشان کرده. در دنیا و آخرت ما را روسفید و نام نیک بگردان. یک صلوات ختم کنید. حاضران صلوات می فرستند و دعا پایان می پذیرد.

 

گل ریزان

یکی از دیدنی‌ترین جشن‌ها که در زورخانه بر پا می شود (گل ریزان) است. جشن بیشتر در شبهای ماه رمضان برای بزرگداشت پهلوانان بنام و کهن بر پا می شود و در آن پهلوانان و ورزشکاران قدیمی و با سابقه و بزرگان و سرشناسان محل دعوت می شود و هر یک از آنان دسته گلی با خود می آورند و در و دیوار زورخانه نیز با گل پوشیده می شود. در جاهای خاص و روی میز شیرینی و میوه چیده می شود. پس از یک دور ورزش و بازیهای ورزشی و چند کشتی میان پهلوانان بنام، یکی از پیش کسوت‌ترین ورزشکاران درباره مقام پهلوانی که (گل ریزان) برای او برپا شده است سخن می‌راند. اکنون «گل ریزان» بیشتر برای بزرگداشت، و پاس پهلوان یا ورزشکار آزموده و قدیمی برپا می شود و هم چنین برای کمک به خانواده ورزشکارانی که درآمد کافی برای گذراندن زندگی خود ندارند یا گرفتاری‌هایی زندگی آنان را آشفته کرده است. برای «گل ریزان» دعوت نامه هایی با عنوان «همت عالی» و به ارزشهای گوناگون چاپ می کنند و پولی را که از این راه گرد می آید به ورزشکار یا خانواده او می دهند.

 

پهلوانان به بنام

در زیر لوحه‌ای که نام سرشناس‌ترین پهلوانان ایران از سده هفتم هجری تاکنون بر آن کنده و بر دیوار خاوری زورخانه بانک ملی ایران کار گذاشته شده است آورده می شود:

 

1ـ پهلوان فیله همدانی سده هفتم هجری.

2ـ پهلوان محمود بن ولی الدین خوارزمی (پوریای ولی) سده هشتم.

3ـ پهلوان محمد ابو‌سعید سده نهم.

4ـ پهلوان نداقی عراقی اصفهانی سده دهم.

5ـ پهلوان بیک قمری سده دهم.

6ـ پهلوان میزابیک کاشی سده یازدهم.

7ـ پهلوان کبیر اصفهانی سده دوازدهم.

8ـ پهلوان لنـدره دوز سده سیزدهم.

9ـ پهلوان عسگر یزدی سده سیزدهم به بعد.

10ـ پهلوان محمد مازار سده سیزدهم به بعد .

11ـ پهلوان ابراهیم یزدی (یزدی بزرگ) سده سیزدهم به بعد.

12ـ پهلوان شعبان سیاه سده‌سیزدهم به بعد.

13ـ پهلوان حاج حسن بد آفت سده سیزدهم به بعد.

14ـ پهلوان حاج نایب رضا‌قلی سده سیزدهم به بعد.

15ـ پهلوان حسین گلزار کرمانشاهی سده سیزدهم به بعد.

16ـ پهلوان اکبر خراسانی سده سیزدهم به بعد.

17ـ پهلوان یزدی کوچک (عبـُدل) سده سیزدهم به بعد.


 
تفاهم نامه همکاری دراسیون پهلوانی و سازمان اوقاف
ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸٧   کلمات کلیدی:
                 تفاهم نامه همکاری فی مابین فدراسیون پهلوانی و 
                  زورخانه ای و معاونت فرهنگی سازمان اوقاف

   رایزنی مسئول فرهنگی فدراسیون  پهلوانی و زورخانه ای با سازمان حج و اوقاف کشور منجر به انعقاد تفاهم نامه همکاری با موضوع توسعه فرهنگی در ورزش ملی ، مذهبی کشورمان شد . 
   براساس این گزارش : در جلسه امضای تفاهم نامه مذکور ، حجه الاسلام والمسلمین حاج آقا احمدیان معاونت فرهنگی سازمان اوقاف و امورخیریه ،علیرضا صفارزاده رئیس فدراسیون ، آقای منوچهر عطاءالهی رئیس کمیته فرهنگی فدراسیون و آقای رسیدی مدیرفرهنگی اوقاف حضور داشتند.

 

View Full Size Image

سردار صفارزاده در ابتدا گزارش مبسوطی از روند فعالیتهای ورزش پهلوانی و زورخانه ای و لزوم توسعه مبانی فرهنگی این رشته ارزشی ارائه نمود و گفت : در هر شهری باید نمادی از ورزش ملی داشته باشیم و بی شک نماد بارز ورزش ملی ما گود مقدس زورخانه است . صفارزاده همکاری سایر سازمانها برای توسعه این رشته را ضروری خواند و خاطر نشان کرد : باتوجه به تاکیدات ارزشمند امام راحل و نیز توصیه های رهبر فرزانه انقلاب در خصوص این ورزش ، امر احیای ورزش زورخانه ای باید در سرلوحه کار همه سازمانها قرار گیرد . 
   در ادامه حجه الاسلام و المسلمین احمدیان ، معاون فرهنگی سازمان اوقاف در مورد اهمیت این رشته تصریح کرد : خوشبختانه در عصر حاضر دوره احیای ورزش باستانی آغاز شده است ، برای احیاء باید از همه ابزارها استفاده نمود و ما هم در عرصه فرهنگ ، آماده هرگونه همکاری با فدراسیون هستیم این گزارش حاکیست بر اساس این تفاهم نامه ، سازمان اوقاف موظف شد تا الف ) در خصوص فرهنگ سازی و ایجاد زمینه جذب واقفین در مراکز تحت پوشش فدراسیون تلاش نماید . ب ) از فعالیتها و تاریخچه و آداب و منش ورزش پهلوانی برابر اطلاعات ارسالی از سوی فدراسیون ، فیلم مستند تهیه نماید . ج) نسبت به چاپ کلیه کتابها و نشریه فدراسیون اقدام نماید . د) نسبت به چاپ و توزیع کتاب موقوفات حضرت امیرالمومنین علیه السلام و دیگر ائمه اطهار اقدام نماید .


 
کشتی پهلوانی
ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ آبان ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: فنون کشتی پهلوانی
 

این فنون از گل کشتی میرنجات اصفهانی استخراج گشته است:

توشاخ ـ رو دست ـ سرخاک ـ کنده ـ مخالف ــ یزدانی ـ سرخواب ـ کمر تاب ـ پا علم ـ گاوزوری ـ لنگ کمرـ گهواره دیو ـ قصاب شکن ـ زیرکاسه ـ سر آویز ـ‌ سرانبانی ـ کنده پا ـ شیرغلت ـ کلافه ـ کلاته ـ تنگ شکرـ لنگ سرکش ـ لنگ خاک ـ سگک وارونه ـ فیل زوری ـ لواش ـ پا بند ـ چنگ کلاغ ـ مشگ سقاء ـ فتیله پیچ ـ میمونه ـ کله کوب ـ مقراضک ـ بغل گیر ـ سرپی ـ دم گاو ـ گوسفند انداز ـ نیم بر ـ کش زدن ـ کلافه- سر شاخ ـ سگک تو خاک ـ کفتر بند ـ گوسفند انداز ـ لواشک ـ رو دست و پا ـ مخالف ـ بارانداز ـ سر زیر بغل ـ فتیله پیچ ـ رکبی ـ اژدر بند ـ چنار انداز ـ مخالف مغربی ـ شتر غلت ـ لنگ اروپایی (از کارهای پهلوانان و کشتی گیران گرجستانی که در ایران معمول شده بود) ـ حمال بند تو خاک ـ کنده عدل ـ تنگ شکرـ پنیر تپان ـ آرنج سر پا ـ لنگ کردی ـ حمال بند ـ دم شیر ـ بخوُ ـ قوچ بند ـ پل ـ کنده دست درشکن ـ سراندازـ کنده این خاک آن خاک ـ زیر گرفتن ـ کلاته وارو ـ مشگ سقا ـ پس کاسه ـ کنده یزدی ـ کنده خورجین تکان ـ کنده یک چاک ـ بغل رومی ـ تنگ میلاب ـ رو دست کاری ـ لنگ سرکش ـ گاو تاب ـ پت پا ـ گهواره دیو ـ لنگ سرپا ـ افلاک ـ درو ـ پیش کاسه ـ مقراضک ـ دروی سره پا ـ زیرگرفتن _ گیر و واگیرـ سرانبان ـ قوس ـ شیر غلت ـ سر بند پی ـ دو دست یکدست ـ کنده این پا و آن پا ـ اقل چپ و راست ـ تو شاخ دست آویزـ دم گاو ـ سگک سر پا ـ چنگک ـ دست تو ـ کف گرگی ـ کلاته ـ تو شاخ ـ یک تیغه نیم تیغ ـ پیش انداز ـ حصیر مال ـ درو تو خاک ـ نشسته پرتک ـ میان کوب ـ بزکش ـ سر آویز ـ تو حلق ـ حمال بند سر پاـ کنده افلاک ـ النگه باخته ـ مهتاب ـ دم شیرـ قصاب شکن ، مخالف رو ، لکنه ، مسگری ، لنگ پیش رو ، قفل قصیر ، اشگل گربه ، دست در مخالف ، درو با دست ، شغالک ، پا تاوه ، سگ بند ، کنده قوچ بند ، چرخ کمر، کنده حصیر مال ، یکدست و سر، رو دست آرنج ، آرنج دو طرف ، پا درعلم


 
حدیث روزانه
ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ آبان ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: زورخانه

حدیث روزانه

امام محمدباقر علیه السلام فرمودند:

قولوا للناس احسن ما تحبون ان یقال لکم

بهترین چیزی را که دوست دارید درباره شما بگویند، درباره مردم بگویید.


(بحارالانوار،ج65،ص152)

 
یادداشتهای مدیریت
ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ آبان ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: قسمت دوم- شنارفتن

دوم- شنارفتن

شنارفتن

ROKHSAT.COM

 

بعد از بلند کردن سنگ ، ورزشکاران سرگرم شنا رفتن می شوند آنها با شکل گیری یک دایره بزرگ آنگونه که در زورخانه تعبیه شده است به اندازه ظرفیت گود زورخانه در حالتی که پشت آنها به دیوار گود و با پاهای کاملا باز شکل می گیرند .
به سمت پایین خم شده و وزن خود را روی دستانشان قرار می دهند . دستهای آنها روی تخته شنا قرار می گیرد این تخته ها تقریبا10 سانتی متر ضخامت دارد . پیشکسوت ترین ورزشکار در اجرای این عملیات به مرکز گود آمده و در حالی که رهبریت گروه را به عهده دارد به اجرای عملیات شنا رفتن می پردازد .
در این حرکت ورزشکاران وزن خود را با دستها و بازوان خود تحمل می کنند ، بدین شکل که بدن خود را بر روی تخته شنا در وضعیتهای پایین _ بالا ، جلو و عقب به حرکت در می آورند .
حرکت شنا همانند عملیات ورزشی متنوع دیگر در زورخانه با صدای طبل و آواز مرشد همراه می باشد . پس از عملیات شنا ورزشکاران ایستاده و به حرکت دیگری بمنظور قوی نمودن پاها ، کمر ، پشت و گردن خود می پردازند .
الف) شنای کرسی:
دست ها اندکی بیش از عرض شانه روی تخته شنو مستقر می شوند. پاها باز و کف پا نسبت به سایر شناها نزدیک تر به دست ها قرار می گیرد. در شنای کرسی بدن ورزشکار تغییر حالت نمی دهد فقط دست ها از آرنج تا شده و سینه را به تخته نزدیک می کنند.
ب) شنای دو شلاقه:

با ریتم تند تر انجام می شود. بدن تغییر حالت می دهد ابتدا در حالت کمانی روی تخته شنا مستقر است، بعد سینه به طرف تخته شنا پرس می شود آنگاه قوس در کمر انداخته و سر و سینه بالا آورده می شود.
ج) شنای پیچ:
در این شنا بعد از نزدیک کردن سینه به تخته شنا روی بازوی چپ و بعد روی بازوی راست می چرخد و به حالت اول برمی گردد. اجرای حرکات شنا با شمارش و ضرب انجام می شود، که هر شنا ضرباهنگ خاص خود را دارد. حرکات شنا، میل گرفتن، خم گیری یا نرمش به طور دسته جمعی و با هدایت میاندار انجام می شود
.